مرتضى راوندى
370
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
تاريخى ايران ، جز دورهء اشكانيان قابل انطباق نيست . « تعيين دقيق اينكه ويس و رامين به چه زمانى مربوط است ، امرى دشوار است . اشكانيان در حدود 5 قرن ( 247 پيش از ميلاد تا 224 ميلادى ) بر ايران فرمانروايى كردند ، جانشينان آنها يعنى « ساسانيان » بيش از آنچه عباسيان با امويان كردند در از ميان بردن خاطره و تاريخ آنان كوشيدند . » « 1 » و راضى نبودند كه ايرانيان از خصوصيّات زندگى اجتماعى ، اقتصادى و سياسى مردم در عهد اشكانيان و اصول مملكتدارى زمامداران و حدود آزادى ، و اختيارات خلق ، و روش دولت در اخذ مالياتها و عوارض ، و ديگر مظاهر زندگى مردم در اين دورهء پانصد ساله آگاهى و اطلاعاتى داشته باشند . فخر الدين اسعد گرگانى در باب اوضاع و احوالى كه او را به تنظيم اين داستان برانگيخته چنين مىگويد : مرا يك روز گفت آن قبلهء دين * چه گويى در حديث ويس و رامين بگفتم كان حديثى سخت زيباست * ز گِرد آوردهء شش مرد داناست و ليكن پهلوى باشد زبانش * نداند هركه برخواند بيانش . . . كجا آن لفظها منسوخ گَشتَست * ز دولت روزگارش درگذشتست در اين داستان ، بسيارى از خصوصيات اجتماعى زنان در ايران باستان ، محروميتهاى جنسى ، عدم رعايت تناسب سنى ، مداخله نامحدود پدر و مادر در امر ازدواج جوانان ، رابطه محرمانهء زنان دربارى و زنان وابسته به طبقات مرفه ، با مردان ديگر ، در تلو منظومه منعكس شده است . در اين داستان ، ويس ، دخترى است پاكيزه دامن ، شرمگين و زيبا كه با رعايت جانب عفت ، در جستجوى كام و مراد است ؛ نخست دل به مهر برادر مىبندد . . . اما تقدير بازى ديگرى در پيش دارد ، پيرمردى به عنف « 2 » او را از مادر و برادر جدا مىكند و به كاخ خود مىبرد ؛ شاهزاده زيبا كه از قاتل پدر خود نفرتى فراوان دارد ، جامه ماتم به برمىكند . . . اما آنچه به اين غم جانشكر « 3 » نيرو مىبخشد ، فروريختن كاخ اميد و آرزوى اوست ، وى عروسى است كه سرنوشت در شب زفاف او را از كنار داماد مهربان ربوده و به چنگ مردى فرتوت « 4 »
--> ( 1 ) . ويس و رامين ، به اهتمام دكتر محمد جعفر محجوب ، ص 55 ( 2 ) . زور و اجبار ( 3 ) . جانگداز ( 4 ) . پير